تبليغاتX
لب کلام

لب کلام

کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر

مقایسه ممنوع

قبل از ازدواج اگر دو چشم دارید دو چشم دیگر قرض کنید. هر چه در توان دارید همسر آینه خودرا از هر نظر  ارزیابی کنید. حق دارید در مورد گذشته او بدانید و بپرسید. حق دارید اورا با دیگران مقایسه کنیدو تصمیم بگیرید.

اما بمحض آنگه با او ازدواج کردید بر دیوار کلبه خویش تابلوی نصب کنید و روی آن با خط نستعلیق بنویسید.

مقایسه ممنوع

نه شما بهترین آدم روی زمین هستید و نه همسر تان. هم از شما زیباتر و داناتر و پولدارتر و تحصیلکرده تر وجود دارد و هم از همسر تان.

اگر بخواهید روزگار تان را با مقایسه بگذرانید باید هر روز مشغول طلاق و ازدواج باشید آنوقت فرصتی برای زندگی نمیماند.

شما تنها حق دارید خودرا با همسرتان و همسر تان را با خود مقایسه کنید

زندگی کوته تر از آنست که فرصتی برای مقایسه باقی بماند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:3  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با تشکر از لادن

آخرین مطلب پست شده د راین سایت مال ۴ سال پیشه. با همه گرفتاریها فرصتی دست داد که امروز از سایت خودم سری بزنم .دوستی برمنت گذاشته بود و از این سایت سری زده بود و کامنت گذاشته بود که حیف نیت من از سال ۸۴ دیگه مطلبی ننوشتم. با اینکه هنوز گرفتارم اما سعی میکنم بخاطر دوستانی مثل ایشان به پست مطالب جدید ادامه بدم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:47  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اگر انگشتانمان نبودند

اینک که این نوشته را میخوانید تلاش کنید که یکی از دگمه های لباستان را با کمک دو انگشت تان باز کنید. وقتی باز کردید اینک تلاش کنید همان دگمه را بدون استفاده از انگشت شصت تان ببندید. میبینید که تلاش تان بی ثمر است و نمیتوانید بدون استفاده از هر دو انگشت حتی دکمه پیراهنتان را ببندید.

انگشت شصت شما از همان آغاز زندگی به شما کمک کرده است. وقتی مینویسید، کار میکنید، چیزی بر میدارید از این انگشت استفاده میکنید و عملا بدون آن زندگی دشوار میشود.

ما هر روز در زندگی مان از هزاران نعمت الهی برخوردار هستیم و از آنان بهره میبریم. اما حتی بخاطر مان هم خطور نمیکند که اینها نعمت های خداوندند و باید برای آنها از او سپاسگذار بود.

ان تعدوا نعمت الله لا تحصی. انه واسع علیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 19:40  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

انسان روزی بیست و شش هزار بار نفس میکشد. هر نفس آنسان که سعدی علیه الرحمه گفت، جون فرو رود ممد حیات است و جون برون آید مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت موجود و بر هر نعمتی ، شکری واجب. بنابر این اگر تمام عمرمان را تنها به سپاسگذاری از او بگذرانیم باز هم نمیتوانیم بیش از نیمی از نعمت تنفس را سپاس گوئیم. حال آنکه ما را میلیارد ها نعمت الهی احاطه کرده است و هر کدام را سپاسی لازم است.

دوستان خدا و پیامبران او  تمام ساعات شبانه روز را با یاد دوست سپری میکردند. آنان که ادعای محبت او را دارند چنینند .

حال آنکه تمام آنجه از ما خواسته اند ۱۷ رکعت نماز است که هفده دقیقه بیشتر طول نمیکشد.

شایسته نیست از ۲۴ ساعت شبانه روز تمام آنرا به غفلت سپری کنیم.

حداقل در این ۱۷ دقیقه رسم سپاس بجای آریم و وقت با یاد او بگذرانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 23:57  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حرص خدمت

یکی از دوستانم در آفریقای جنوبی دچار مرض سختی شد و هزینه درمان او بالغ بر ۲۰۰۰۰ دلار گردید که تمام آنرا شیعیان ژوهانسبورگ پرداخت کردند.  برای کمک گرفتن به یکی از شیعیان تماس گرفتم که با اکراه حدود ۵۰۰ دلار از آن را پذیرفت. او هنگام پرداخت این مبلغ با اصرار تمام از من خواست درین مورد حتی با خود مریض چیزی نگویم. در ابتدا فکر کردم این کار از روی اخلاص است اما بعد که علت را فهمیدم بر او افسوس خوردم.

او می ترسید که دیگران بفهمند او آدم ثروتمندیست و هر وقت اتفاقی بیفتد به او مراجعه کنند و از او یاری بجویند.

اما امام رضا ع میفرمایند:

من دیده بر در دوخته ام که کسی برای رفع مشکل خود بمن مراجعه کند. و اگر این اتفاق بیفتد من فورا برای رفع مشکل او اقدام میکنم زیرا میدانم مشکل او رفع خواهد شد اما چرا من از ثواب آن محروم گردم.

کسی را که برای رفع مشکل خویش به ما مراجعه میکند را فرستاده خدا بدانیم و افتخار کنیم که خداوند ما را شایسته آن دانسته است که بنده خویش را بسوی ما فرستاده است و با تمام وجود در رفع مشکلات دیگران بکوشیم تا خداوند یکبار دیگر بر خویش ببالد و بگوید.

تبارک الله احسن الخالقین

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 11:19  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ارز اخروی

آنان که قصد مسافرت به خارج دارند نخستین اقدامی که میکنند آنست که به اندازه نیازشان در طول مسافرت با خود پول بر میدارند. و ازآنجا که میدانند آنان به کشور دیگری سفر میکنند که در آنجا ممکن است پول رایج ما معتبر نباشد ، مجبورند تمام پول خودرا به ارز رایج کشور مقصد تبدیل کنند.

انسان نیز  مسافریست که روزی باید ازین سر زمین خاکی به سوی دیار باقی سفر کند. سفر دور درازی که در آن بازگشتی نیست.

جائی که میرویم از هر لحاظ تفاوتهای زیادی با این جهان دارد. شهرت، قدرت و ثروت در این جهان بدرد میخورد اما در آن جهان مشهوران دنیا گمنام، امپراطورانش خوار و ثروتمندانش محتاجند.

ازین رو آنچه درین جهان دارید بدرد آن جهان نخواهد خورد مگر آنکه آنرا به ارزی تبدیل کنید که در آن جهان معتبر باشد.

شهرت ، قدرت و ثروت خود را به حسنات تبدیل کنیم تا در آن جهان تهیدست نباشیم

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 22:43  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کودک بزرگوار

پسر بچه ای که هوس بستنی کرده بود به یک بستنی فروشی رفت. گارسون که منوی بستنی ها را ارائه میکرد جلو آمد تا پسرک بستنی سفارش دهد.

پسرک از گارسون پرسید. قیمت یک لیوان بستنی خوب چقدر است. گارسون گفت: یک دلار و پنجاه سنت . آنوقت پسرک پرسید. بستنی معمولی چقدر؟ گفت یک دلار. پسرک یک لیوان بستنی معمولی سفارش داد و منتظر ماند که سفارش او آماده شود.

گارسون وقتی بستنی را جلو او میگذاشت پنجاه سنت انعام در یافت کرد.

پسرک که تمام دارائی اش یک دلار و پنجاه سنت بود قبل از سفارش برای انعام گارسون نیز اندیشیده بود.

بعضی ها در کودکی بزرگوارند و برخی در بزرگسالی حقیر.

بزگواری را از کودکی با خون کودکانمان بیامیزیم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 21:17  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خدا گونگی انسان

آهن و آتش هرکدام خصوصیات فیزیکی مخصوص خودرا دارند. آهن جسمیست سخت، سرد و مات. آتش نیز درست نقطه مقابل آهن، داغ، روشن و سیال.

این دو اگر میلیارد ها سال جدا از هم بمانند در همدیگر تاثیر نمیگذارند. اما همین آهن سخت و سرد و مات را فقط چند دقیقه به آتش نزدیک کنید و آنوقت به آن دست بزنید. خواهید دید که آهن دیگر سرد نیست . مقداری گرم شده است. اما هنوز دست تان را نمیسوزاند.

حال آهن را برای مدت بیشتری در داخل آتش قرار دهید و بردارید . آنوقت خواهید دید که آتش اگر چه هنوز سخت و مات است اما اینقدر داغ شده است که به آن نمیتوانید دست بزنید.

اگر همین آهن پاره را برای مدت بیشتری در درجه حرارت بیشتری قرار دهید خواهید دید که آهن سخت و سرد و مات تبدیل میشود به مایعی سیال و داغ و روشن.

چه اتفاقی افتاده است؟  آهن با تقرب به آتش خصیات خود را از دست داده و حصوصیات آتش را بدست آورده است. بعبارت دیگر آهن آتشگونه شده است.

خداوند و انسان نیز هر کدام خصوصیات خودشان را دارند. خداوند علیم، کریم، مهربان و آمرزنده است. انسان نیز جاهل و بخیل کینه توز و انتقام جوست.  نه آتش از خداوند تاثیر گذار تر و نه انسان از آهن تاثیر پذیر تر ند. 

انسان هرچه به خداوند نزدیک تر شود خصوصیات خودش را از دست میدهد و صفات الهی را بدست می آورد. تا آنجا که انسان مثل خداوند کریم و رحیم و مهربان میشود . از خطاهای دیگران میگذرد. با انسان های دیگر با رافت و عشق و مهربانی رفتار میکند. و از آگاهی ها ی ویژه ای بر خوردار میشود.

با تقرب به پروردگار در او فانی شویم و صفات او را بدست آوریم.

خدا گونگی یعنی همین.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 14:55  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زندانی رها

هنگامیکه حضرت موسی ابن جعفر را به زندان انداختند، آورده اند که آنحضرت یک سجده طولانی بجا آورد. زندان بان از او پرسید:  راز این سجده طولانی چیست. . فرمود: سجده شکریست پروردگار عالم را. زندان بان پرسید؟ زندانی شدن را شکر میگذاری؟ فرمود:

آری. من سالهای سال از خداوند گوشه دنجی میخواستم که با او تنها باشم و او را آنچنان که شایسته پرستش است بستایم. اینک آن دعا مستجاب شده است و آن خلوت فراهم.

او 14 سال تمام در زندان هارون از خلوت با خدا حظ وافر برد و از لحظه لحظه آن لذت تمام.

امام کاظم در زندان آزادی را تجربه میکرد و هارون الرشید در تخت حکومت زندانی هوا های نفسانی خویش بود.
اگر از زاویه ای که آنحضرت به جهان مینگریست به زندگی نگاه کنیم، در بند بودن عین رهائی خواهد بود.
 .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 23:3  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مرگ موهبت الهی

خدا آنروز را نیاورد اما تصورش را بکنید که اگر مرگی در کار نبود چه اتفاقی می افتاد.حضرت آدم امروز چند ساله بود. تمام اجداد و نیاکان ما امروز زنده بودند . آدم های یک ملیون ساله ای که هرکدام نیاز به مسکن و غذا و پرستار داشتند. آنوقت زمینی که برای ۷ میلیارد انسانی منابع کافی ندارد چگونه میتوانست بیش از هفتصد ملیارد انسان را در خود جای دهد و تغذیه کند. یا فقط فکرش را بکنید همه آدمهای که سرطان داشتند همچنان  میلیارد ها سال با آن میساختند و میسوختند . چقدر زندگی در چنین جهانی درد آور ، طاقت فرسا و وحشتناک بود.

مرگ را اگرچه بعضی ها ممکن است درد آور و وحشتناک پندارند اما آنسان که سهراب گفت :

اگر مرگ نبود زندگی چیزی کم داشت.

مرگ بزرگترین موهبت  الهی است. خداوند را برای آنکه مرگ را سرنوشت محتوم آدمی قرار داد شاکر باشیم و خود را برای این سفر طولانی آماده کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 1:18  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به گیرنده هایتان دست بزنید

یک ایستگاه رادیوئی تمام ساعات و هفته ها و ماههای سال برنامه پخش میکند. اگر بخواهید به برنامه های این رادیو گوش دهید لازم است اولا دستگاه گیرنده سالم داشته باشید و ثانیا گیرنده شما روی فرکانس مورد نظر تنظیم شده باشد. حال اگر شما قادر به شنیدن برنامه های این رادیو نیستید به این علت نیست که رادیو برنامه پخش نمیکند بلکه حتما یا گیرنده شما روشن نیست یا آنتن آن بخوبی کار نمیکند یا روی موج مربوطه تنظیم نیست یا خود شما مشکل شنوائی دارید.

خداوند منان نیز علی الدوام در فیضان است. آبشار رحمت او همیشه ساری و باران مغفرت او همواره جاریست. انسان اگر از فیض او بی نصیب میماند و رحمت و مغفرت او را نمی یابد ازآن رو نیست که او گاهی میآمرزد و گاه از فیض خود امساک میکند بلکه آز آنروست که انسان خود ضرفی برای فیض او ندارد.

فیض و رحمت اوکسانی را نصیب میشود که گیرنده قلب شان روشن و فرنکانس روحشان با عرش الهی تنظیم شده باشد.

به گیرنده های روحتان دست بزنید وروح خود را برای در یافت فیض الهی و الهامات غیبی او آماده کنیم تا صدای خدا در گوش جانمان طنین انداز شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 4:59  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عقل تستر انسان است

درگذشته ها برای آنکه طلای سره را از ناسره تشخیص دهند موادی وجود داشت که طلا فروشان ازآن استفاده میکردند و طلا را با آن محک میزدند. امروزه نیز اغلب صرافها برای آنکه دلار های واقعی و تقلبی را تشخیص دهند دستگاه هائی دارند که تمام دلار های در یافتی را با آن تست میکنند.

صرافانی که به این دستگاه مجهزند هیچوقت سرشان کلا ه نمیرود. آنان از قبول هیچ اسکناسی ابا ندارند و با خیال راحت تمام دلار ها را زیر دستگاه میگذارند و اگر تقلبی نبود معادل آن به شما پول پرداخت میکنند.

در انسان نیز دستگاهی تعبیه شده است بنام عقل که حرفهای درست و نادرست را محک میزند و کار های خوب را از بد و سره را از ناسره تشخیص میدهد.

صاحبان اندیشه و عقل هیچگاه خودرا در معرض انحراف نمیبینند و از مذاکره با هیچکسی سر باز نمیزنند و گوش شنوائی برای همه تفکرات بشری دارند. آنان از میان شنیده ها و دیده ها و گفته ها تنها آنی را بر میگزینند که با محک عقل امتحان شده باشد و با تستر اندیشه ، درستی آن محرز شده باشد.

نسل فردا را عاقل بار بیاوریم تا هیچ اندیشه ای نتواند اورا از صراط مستقیم منحرف کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 15:38  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خالق جاذبه شایسته ستایش بیشتر ی است تا کاشف آن

یک کشف علمی همانگونه که از اسمش پیداست چیزی نیست جز پرده برداری از واقعیتی که قبلا در طبیعت وجود داشته است. جاذبه چیزی نیست که آنرا نیوتن برای زمین بوجود آورده باشد بلکه از آغاز خلقت زمین همواره جاذبه در آن وجود داشته است و انسانها ازآن ناخود آگاه بهره مند بودند. او تنها بوجود آن پی برد و بسیاری از سوالاتی را تا آن زمان پاسخی نداشت آشکار کرد.

هیچکدام از پیشرفت های علمی قانون تازه ای در طبیعت نیفزوده است. آنها تنها توانسته اند با کشف رابطه های موجود میان اشیاء و خواص فیزیکی و شیمیائی آنها  وتلفیق آنها باهم رابطه و کاربرد تازه ای بوجود بیاورند.

پیش از آنکه پیشرفت های علمی بشر را ببینیم و از آنها شگفت زده شویم به آفریننده این رابطه ها و خاصیت ها بیندیشیم که آنچه او آفرید میلیون ها بار ازآنچه ما تنها به آن پی بردیم شگفت انگیز تر است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 14:56  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جهان نرم افزار زندگی است

رایانه به نرم افزارهائی مجهز است که به شما امکان استفاده های مثبت و منفی از این دستگاه را میدهد. صد ها مهندس با صرف هزاران ساعت کار تکنیکی گزینه هائی را فراهم آورده اند که شما بتوانید در چهارچوب آن نرم افزار های تولید شده  قدرت انتخاب داشته باشید.

برنامه سازان برای هر دگمه در صفحه کلید رایانه اثری را مترتب ساخته اند و شما را آزاد گذاشته اند که هر کلیدی را که دلتان میخواهد انتخاب کنید.  شما اگرچه قدرت تغییر آن اثر را ندارید اما هر دگمه ای را فشار دهید اثر آنرا میبینید.

حال استفاده درست یا نادرست  از کامپیوتر بستگی به شخصیت شما دارد.  

جهان نیز رایانه خداست. او درین مجموعه پیچیده میلیارد ها علت آفریده است که هرکدام معلول و اثر مخصوص خود را دارد. آب تر  میکندو آتش میسوزاند باد میوزدو خاک بارور میشود . شما که در این جهان زندگی میکنید در حقیقت هر لحظه با کلید های این رایانه  بزرگ بازی میکنید و هر حرکت شما انتخاب یکی از این دگمه هاست. شما اختار کامل دارید که هر کلیدی را که دلتان میخواهد انتخاب کنید اما مجبورید اثر آن کلید را بپذیرید و عواقب آنرا تحمل کنید.

بنا براین جبر یعنی آنکه آتش جبرا بسوزاند و اختیار یعنی اینکه اگر خواستید بسوزید به آتش نزدیک شوید.

در استفاده از رایانه الهی گزینه هائی کلیک کنیم که پشیمانی ببار نیاورد. بهشت و جهنم چیزی  جز اثر جبری گزینه های مثبت یا منفی ما در این جهان نیست .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 2:51  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مصائب شیرین

با خودرو شخصی برای یک سفر تفریحی همراه با خانواده عازم شمال هستید. در جاده کندوان به خاطر یک غفلت ناگهانی ماشین شما از جاده منحرف میشود و با موانع کنار جاده بر خورد میکند و آسیب جدی میبیند. شما  و خانواده با جراحتهای سطحی با زحمت از ماشین پیاده میشوید و با افسوس به بدنه آسیب دیده ماشین خیره میشوید و از خسارت بوجود آمده اظهار ناراحتی میکنید. ناگهان همسرتان شما را با نهیبی از خواب غفلت بیدار میکند. او که در کنار دیوار های سیمانی چشمش به دره ای عمیق افتاده است خدا را بخاطر وجود این دیواره های سیمانی سپاس میگوید و آسیب های بدنی و مالی را فراموش میکند. اگر این دیواره ها نبودند اتومبیل و مسافرانش به اعماق دره سقوط میکردند.

بعضی از موانع و مشکلاتی که بر سر راه مومنان قرار میگیرد از الطاف خفیه الهی است.  اگر این موانع نبودند انسان به دره های عمیق تباهی سقوط میکرد و هر گز به سعادت ابدی دست نمی یافت.

 مشکلات و موانع زندگی را نعمت خوب خداوند بدانیم و خداوند را به خاطر مشکلاتی که داریم سپاس گذار باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 15:59  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چرا خدا دیده نمیشود

به یک ماهی که هیچ وقت از آب بیرون نیامده باشد بگوئید:  تو در آب واز آب بوجود آمده ای و آب تورا احاطه کرده است و تمام سلولهای تو از آب بوجود آمده است. ماهی به شما خواهد خندید و خواهد گفت: شوخی میکنید. من از روزی که چشم باز کرده ام چیزی بنام آب ندیده ام.

همین ماهی ناباور را لحظه ای از آب بیرون بکشید و بگذارید چند لحظه اکسیژن استنشاق کند و درست وقتیکه بیرون از آب در حال خفه شدن بود دوباره در آب رهایش کنید و دوباره از او در مورد آب سوال کنید. ماهی انبار وجود آب را با تمام وجود باور کرده است و به آب ایمان آورده است. آن انکار و این اقرار چرا؟

امام علی میفرمایند که هر چیزی را با اضداد آن شناخته میشود. آز آنجا که ماهی هیچوقت چیزی غیر از آب ندیده بود تا آب را با آن مقایسه کند و آنرا بشناسد نمیتوانست شناختی از آب داشته باشد. اما به محض آنکه توانست لحظه ای فضای غیر آبی را تجربه و آب را با هوا مقایسه کند به وجود آب پی برد و به آن ایمان آورد.

ما نیز مانند ماهیان که در آب غرقند در خدا غریقیم ، از خدا بوجود آمده ایم وتمام وجود ما را خداوند احاطه کرده است. اگر امکان میداشت که روزی فضائی را تجربه کنیم که از خدا خالی بود ودر آن وجود دیگری غیر از خدا حضور داشت آنوقت میتوانستیم با مقایسه خدا و غیر خدا از چگونگیهای خداوند آگاه شویم.

ازآنجا که امکان گریز از  او وجود ندارد وهر جا رو میکنیم اورا میبینیم و چیزی غیر از او در جهان وجود ندارد امکان مقایسه منتفی است. آنانکه عقل شان مثل ماهی است وجود اورا انکار میکنند اما فرزانگان به حضور فراگیر او بیشتر ایمان می آورند و بوجود او باور دارند. ازین روست که گفته اند : او از فرط  پیدائی پنهان است .

گفتم هزار بار قصور از من و شماست

ورنه به هر طرف که نظر میکنی خداست

مانند ماهیان که در آبند غوطه ور

تو در خدا غریقی و پرسی خدا کجاست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 14:56  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کور مادر زاد و رنگها

کور مادر زاد که هیچوقت رنگها را ندیده است هیچ تصوری از رنگها نمیتواند داشته باشد. به او بگوئید اگر چشم داشتی رنگهای زیبای برگها وگلها و درختان را میدیدی و افق نارنجی را تماشا میکردی و از تماشای پر های رنگارنگ پرندگان لذت میبردی. اما او نمیتوانست تفاوت رنگها و زیبائی و زشتی آنها را درک کند.

به او بگوئید رنگ سبز مخلوطی است از زرد و قرمز ورنگ آمانی مخلوطی است از آبی و سفید. با این تعابیر تنها بر گیجی او افزوده اید در حالیکه هیچ تصوری از رنگها برای او بوجود نیامده است.

شما برای فهماندن تفاوت رنگها و زیبائی های هستی به یک کور مادر زاد چقدر مشکل دارید؟

به همان اندازه خداوند برای فهماندن جهان آخرت به انسانی که حتی آنسوی دیوار را نمیبیند مشکل دارد. ازینروست که خداوند برای فهماندن مفاهیمی چون بهشت و جهنم و نعت ها و نقمت های آن مجبور است از زبان تمثیل استفاده کند تا تصوری هر چند ناچیز از آنسوی دنیا بوجود آید. وگرنه دریای شیر و عسل در همین جهان نیز دست یافتنیست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 13:59  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آنسوی ابر ها

آفتاب حتی اگر پشت ابر هم باشد باز هم  منافع خویش را از ما دریغ نمیکند. در یک روز ابری اگر چه خورشید تابش مستقیم ندارد اما تمام مواهب دیگرش را بر ما ارزانی میدارد. گلها میرویند. باغها شکوفا میشوند. خاک جان میگیرد . گرما وجود دارد. بنا براین  اگر آفتاب روزی پشت ابر ماند نمیتوان گفت این آفتاب بدرد نمیخورد یا وجودش مفید نیست.

در همین روز های ابری که ساکنان زمین از دیدار آفتاب محرومند قله های بلند کوه های سر به فلک کشیده که بر ابر ها فائق آمده اند و از ابرها فراتر ایستاده اند آفتاب را میبینند و از تابش بی پرده او مستفیض میشوند.

وجود مقدس حضرت مهدی نیز آفتابیست که در محاق ابر های غفلت ما پنهان مانده است. محض وجود و حضور آن حضرت بر روی این کره خاکی لطفی است از سوی باریتعالی که اگر او نبود دلیلی برای ادامه جهان نبود. حضور او درمیان جمع لطف دیگریست که اگر ما برای حضور فاخر آن امام باهر موانعی بوجود نمی آوردیم درمیان ما بود و ما را به ساحل نجات رهبری میکرد. اگر در میان مانیست قصور از ماست وگرنه اورا برای هدایت ما نقصانی نیست.

 در همین روز های ابری که ما از تابش مستقیم انوار آنحضرت محرومیم آنانکه بر ابرهای غفلت خاکی فائق آمده اند و از ابرهای گناه و عصیان فراتر ایستاده اند با آفتاب ولایت او در تماسند واز محضر نورانی او بهره ها میگیرند.

به قله های معنویت صعود کنیم تا از ابر ها فراتر بایستیم . آنوقت چشمانمان به جمال دوست روشن خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 23:47  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در حال کوه پیمائی اگر شما در دامنه های کوه از صخره ای سقوط کنید آسیب مختصری خواهید دید. اما اگر به قله های کوه نزدیک شده اید و پایتان بلغزد و از آنجا سقوط کنید دیگر امیدی به زنده ماندن تان نیست و تنها معجزه بدادتان خواهید رسید.

سلوک الی الله مانند کوه پیمائی است. آنان که در ابتدای راهند اگر اشتباهی مرتکب شوند قابل جبران است. اما اگر در سیر در اسفار الهی به مدارج بالائی رسیده اید، خیلی مواظب باشید. سقوط در مدارج بالا به آسانی قابل جبران نیست.

ازین رو فرموده اند که حسنات الابرار سیئات المقربین. یعنی آنچه که برای آدمهای خوب حسنه منظور میشود ممکن است برای آدمهای وارسته و مقرب گناه باشد.

لغزش مقربین غیر قابل جبران است

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:32  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مسئولیت همگانی

تصور کنید که همرا با دوستان خویش برای گردش به شمال رفته اید. حین شنا یکی از دوستان شما که با ورزش شنا آشنایی ندارد به کام موج فرومیرود و فریاد کمک بر می آورد. اگر شما با فن نجات غریق آشنا باشید و با این صحنه مواجه شوید ، چه کار میکنید؟ بلا فاصله دل به دریا میزنید و خودرا به او میرسانید تا نجاتش دهید یا میگوئید به من چه ربطی دارد . میخواست شنا نکند.

کوری را در خیابانی میبینید که عنقریب در چاله ای سقوط خوهدکرد و شما میتوانید اورا از افتادن به چاله نجات دهید. آیا میگذارید به مسیر خویش ادامه دهد یا به دادش میرسید و نجاتش میدهید؟

همچنین میدانیم که سقوط معنوی خطرناک تر و کشنده تر از آسیب های دنیویست.

واقعیت اینست که در یک جامعه سالم اسلامی همه در برابر هم مسئولند. اگر میتوانید انسانی را از غرق شدن در امواج گناه نجات دهید و روحی را از مرگ معنوی رهائی بخشید وظیفه انسانی شما اینست که که هر چه در توان دارید به کار بندید. نمیتوانید گسترش گناه را در جامعه ببینید و ساکت بمانید و بگوئید به من مربوط نیست.

اگر بینی که نابینا و چاه است

اگر خامش بنشینی گناه است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 13:7  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آخر دنیا

مدل کره زمین را رو بروی خود بگذارید. شما انگشت خود را بر هر نقطه ای بگذارید ، آن نقطه هم میتواند آخر زمین باشد و هم آغاز آن.

زندگی مثل زمین گرد است. اگر شما از بازیهای روز گار به نقطه ای از زندگی رسیدید که فکر میکنید اخر دنیاست اشتباه میکنید، زیرا ممکن است همان نقطه آغاز دنیا باشد و دریچه های لطف الهی از همان نقطه بروی شما باز شود. به لطف عمییم کردگار ایمان بیاوریم و تا به آخر دنیا نرسیم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 15:37  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز برداشت

روز امتحان که فرا میرسد، دانش آمموزان دو دسته میشوند. برخی از شادمانی در پوست نمیگنجند و برای رسیدن ساعت امتحان ثانیه شماری میکنند تا نتیجه تلاش و شخت کوشی های یکساله خویش را ببینند و به دوستان خویش نشان دهند که از چه رتبه ای بر خوردارند. برای این عده روز امتحان شاد ترین و هیجان انگیز ترین لحظه است. به این قوم اگر خبر دهند که روز امتحان به تاخیر افتاده است ناراحت میشوند و با کمال میل از زود برگزار شدن امتحات استقبال میکنند.

برخی دیگر که که در طول سال تحصیلی جز بازیگوشی و خوش گذرانی کاری نکرده اند روز امتحان دلهره دارند. دعا میکنند اتفاقی بیفتد و امتحان برگزار نشود.

نه آن هیجان و نه این دلهره هیچکدام بخاطر محبت یا ترس از معلم نیست. همه از آنروست که دانش آموز یا درس خوانده است و خوشحال است یا نخوانده است و هراسان.

روز قیامت نیز چیزی نیست جز روز امتحان الهی. برخی از آنکه عمری را در اطاعت خدا گذرانده اند شادمانند وعدای از آنکه عمر گرانبها به ثمن بخس فروخته اند پشیمان. نه آن شادمانی و نه این پشیمانی هیچکدام ربطی به ذات لا یزال الهی ندارد.

در روز برداشت چیزی غیر آنچه کاشته ایم درو نخواهیم کرد و گندم اگندم بروید جو زجو

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 12:12  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جامعه آسانبر

در فرود گاه های کشور های پیشرفته برای تسهیل رفت وآمد مسافران آسانبر هایی نصب کرده اند که اگر بر روی آن بی حرکت بایستید با سرعت دو برابر قدم زدن ،شما را با خود همراه میبرد. حال اگر بر روی آن آهسته قدم بزنید سرعت شما  سه برابر  میشود و اگر بر روی آن بدوید به مراتب زود تر به مقصد میرسید.  بچه های بازیگوشی که برای تفریح بر روی این دستگاه بصورت معکوس حرکت میکنند اگر گامهای معمولی به قهقرا بردارند در حقیقت در جا میزنند و اگر در خلاف جهت آسانبر بدوند در حقیقت گامهای آهسته ای به قهقرا بر داشته اند.

جوامع پیشرفته و منظم  به آسانبر می مانند. اعضای جامعه را حتی اگر آنان هیچ تلاشی برای پیشرفت خویش نکنند با خود به پیش میبرد. حال اگر عضوی ازین جامعه بخواهد زود تر به مقصد برسد  به هر اندازه  سرعت وشتاب به خرج دهد به همان اندازه سیستم  اورا یاری میکند تا زودتر به هدف نایل آید. در این جوامع حتی آنان که به هر دلیلی نمیتوانند گامی بردارند یا گامی به قهقرا بر میدارند تازه در جا میزنند و از پیشرفت کلی جامه عقب نمیمانند.

جوامع عقب مانده نیز به همین آسانبر میمانند آما آسانبری که با سرعت دو برابر شما را بعقب میراند. درین جامعه اگر میخواهی در جا بزنی باید گام برداری و اگر میخواهی گام برداری باید بدوی و اگر میخواهی بدوی باید با سرعت باد حرکت کنی.

تلاش کنیم جامعه ای را که درآن زندگی میکنیم به آسانبری تبدیل کنیم که تمام اعضای خودرا چه بخواهند و چه نخواهند به پیش ببرد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:54  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

راز تفاوت ها

نقاش زبر دست چینی در برابر دیدگان تماشا گران تابلویی کاملا سفیدی را نشان میداد و ادعا میکرد که در این تابلو او منظره بسیار زیبایی را  از جنگ دو خرس کاملا سفید قطبی بر روی یخهای کا ملا سفید قطب شمال نقاشی کرده است.

چقدر این تابلو بی معنا و مسخره به نظر میرسد. به همان اندازه تصور اینکه در جهان خلقت همه چیز یکرنگ و یک اندازه و مساوی باشد خنده دار و مسخره است. تصور کنید اگر در جهان همه انسانها یکرنگ یک اندازه یک نژاد ویک شکل بودند وهمه گلها و درختان وکوه ها و مناظر طبیعی همه یکرنک یک اندازه و یک شکل بودند چه فاجعه بزرگی بود. اعداد و حروف از تفاوتها بوجود آمده اند. در غیر این صورت نه کتابی نوشته میشد و نه محاسبه ای صورت میگرفت.  عدد سه نسبت به چهار کاستی دارد اما نسبت به دو برتری ولی نسبت به خودش مساوی و اندازه است.

راز شگفتی کاینات در تفاوتهاست. اگر تفاوت ها نبودند خوب از بد، زشت از زیبا ، کم از یاد، حسن از قبح قابل تشخیص نبود. تفاوتهاست که جهان را جای جالبی برای زیستن کرده است.

تفاوت ها را لازمه خلقت و نعمت خدا بدانیم و خداوند را برای آن سپاس بگذاریم. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:25  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حواریون طلا

عیسی علیه السلام همراه با حواریون خویش از کنار خرابه ای عبور میکردند. سه تن از آنان برای قضای حاجت به خرابه رفتند و در آن خشتی از طلا یافتند.

قرار گذاشتند که موضوع را به کسی نگویند. آنانکه ناگهان به دنیا دست یافته بودند از  همراهی با آنحضرت سر باز زدند وبر خرابه ماندگار شدند تا طلای بدست آمده را بین خود تقسیم کنند.

هنگام ظهر که گرسنگی به آنان فشار آورد از میان خویش یکی را با قید قرعه انتخاب کردن که راهی روستا شود و غذا بیاورد.

مرد عزم روستا شد و غذایی تهیه کرد ودر آن سم مهلکی ریخت که دوستانش را از میان بردارد و خشت طلا را تصاحب کند.

از آنسو آندو که منتظر غذا بودند با خود تبانی کردند که به محض ورود دیگری اورا از پای در آورند و طلا را بین خود تقسیم کنند.

مرد تا از راه رسید کشته شدو قاتلان نیز با خوردن غذای مسموم مردند.

عیسی وقتی از سفر بازگشت دید سه جنازه بر روی خشتی از طلا  افتاده است.

آنگاه فرمود. دنیا اینگونه با دوستان خویش معامله میکند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:31  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سنگ صبور

 

آورده اند که شبی، مردی خواب شگفتی دید . او در عالم رویا مشاهده کرد که در عالم رویا پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل دریا قدم می زند و در همان حال در آسمان بالای سرش خاطرات دوران زندگیش به صورت فیلمی در حال نمایش است .

او که محو تماشای زندگیش بود ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یک نفر روی شنها دیده می شود و آن هم وقتهایی است که او دوران پر درد و رنج زندگیش را طی می کرده است !

بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش راه می رفت رو کرد و گفت : پروردگارا ! تو فرموده بودی که اگر کسی به تو رو آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد . پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یک نفر وجود دارد؟ چرا مرا در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم تنها گذاشتی ؟!

خداوند با مهربانی گفت : بنده ی عزیزم! من تو را دوست دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام ! جای پایی که میبینی نقش پای من است . زمانهایی که تو در رنج وسختی بودی من تو را روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی !

این داستان اگرچه ممکن است صرفا برای تقریب ذهن و تخیل آفریده شده باشد اما درسی که ازآن میگیریم واقعی است.

 

هیچ همراهی مهربان تر از پروردگار نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 22:16  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز حسرت

آورده اند که ذوالقرنين به ياران خويش توصيه کرد، قبل از عبور از دريا هر چه ميتوانند با خويش سنگريزه بردارند. برخی از ياران او بر اين توصيه خنديدند و با دست خالی عبور کردند. برخی ديگر نیز جانب احتیاط را رعایت کردند و با اعتماد به گفته های او با خود مقداری سنگریزه برداشتند. هنگامیکه آنان از دریا عبور کردند، تمام سنگریزه ها به سنگهای قیمتی مبدل شد. آنوقت تمام آنانکه همراه ذوالقرنین بودند دچار حسرت شدند. برخی حسرت آنرا میخوردند که چرا سنگریزه بر نداشتند و برخی نیز از آنرو که کم برداشته اند.

ازین رو نام دیگر روز قیامت یوم الحسره است. یعنی روزی که همه در آنروز حسرت خواهند خورد. چه آدمهای خوب و چه آدمهای بد.

حسرت آدمهای بد قابل درک است اما حسرت آدمهای خوب ازآنروست که درین جهان کمتر خوبی کردند و توشه کمتری برداشتند

هرچه میتوانیم قبل از عبور از پل صراط با خویش متاع معنوی برداریم تا در آن جهان که از دارایی و خویشاوندان کاری ساخته نیست کمتر دچار حسرت و پشیمانی شویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 16:6  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

لطفت را دريغ نکن

روزی مردی عقربی را ديد که درون آب دست و پا می زند. او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد. اما عقرب بار ديگر او را نيش زد. رهگذری او را ديد و پرسيد:« برای چه عقربی را که نيش می زند نجات می دهی؟» مرد پاسخ داد:« اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولی طبيعت من اين است که عشق بورزم. چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش می زند.

عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دريغ نکن. حتی اگر ديگران تو را بيازارند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 18:33  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

افق دید تان را بیشتر کنید

روزي پسر كوچكي در خيابان ، سكه اي دو ریالی پيدا كرد. او از پيدا كردن سكه آن هم بدون زحمت خيلي ذوق زده شد. اين تجربه باعث شد كه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي باز، سرش را به سمت پائين بگيرد و به دنبال سكه بگردد! او در مدت زندگي اش ، 296 سكه ۱۰ تومانی، 48 سكه ۵ تومانی، 19 سكه ۲ تومانی، ۵۰ سکه ۱ تومانی، ۷۰ سكه ۵ ریالی و ۳۰ سكه دوریالی و يك اسكناس مچاله شده ۲۰۰ تومانی پيدا كرد، يعني جمعا ۳۵۲۹ تومان. اما در برابر بدست آوردن اين ثروت ناچیز او زيبائي های دل انگيز 31369 طلوع خورشيد، درخشش 157 رنگين كمان و منظره درختان افرا در سرماي پائيز را از دست داد او هيچگاه ابرهاي سفيد را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند، نديد و پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئي از خاطرات او نشد.

افق دید خود را گسترش دهیم تا از مواهب زندگی بهره مندشویم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 18:1  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آئینه اغراق نمیکند

آئينه ها سه نوعند. مقعر ، محدب ومسطح. آئينه مقعر نصوير شما را کوچکتر وبصورت متمرکز در کانون آن نشان ميدهد . آئينه محدب بر عکس ،تصويری بزرگتر از چهره شما را بنمايش ميگذارد. درحاليکه شما وقتی در برابر آئينه مسطح می ايستيد خود را آنچنان که هستيد می بينيد. آينه استاندارد و مسطح شما را آنچنانکه هستيد منعکس ميکند نه آنچنان که ميخواهيد.  شما اگر چهره خويش را در آئينه زيبا ببينيد آنرا نميبوسيد واگر زشت ببينيد آنرا نميشکنيد. انسانها نيز آئينه های يکديگرند. اما برخی از آنان بخاطر بغض وکينه مثل آئينه مقعر شما را کوچک ميکنند. برخی نيز با چاپلوسی و ريا شما را بيش از آنچه ارزش داريد ميستايند. هيچکدام از اين دو گروه قابل اعتماد و رفاقت و دوستی نيستند و به شما راست نميگويند. اگر ميخواهيد خودرا آنچنانکه هستيد ببيند دوستانی بر گزينيد که مثل آئينه مسطح با شما رو راست ، صريح و واقع بين باشند هرچند از صداقت و صراحت او آزرده خاطر شويد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 17:50  توسط سید عبد الله حسینی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin